مقالات

مسخره شروع کردیم، اما یک عادت زندگیمون رو عوض کرد (قسمت آخر)

مسخره شروع کردیم، اما یک عادت زندگیمون رو عوض کرد (قسمت آخر)

هزینه پنهان ترک عادت، وقتی کم‌کم اعتمادمون رو به خودمون از دست می‌دیم

در سه قسمت قبل درمورد این صحبت کردیم که عادت چیه، چرا مهمه و چطور می‌تونیم عادت‌های ماندگار بسازیم.

اما امروز می‌خوام درمورد موضوعی حرف بزنم که کمتر کسی به اون توجه می‌کنه.

موضوعی که به نظر من از اضافه وزن، عقب افتادن از برنامه‌ها و حتی نرسیدن به اهداف مهمتره.

هزینه پنهان ترک عادت‌ها.

اجازه بده با یک سؤال شروع کنم.

تا حالا چند بار این جمله‌ها رو به خودت گفتی؟

از شنبه ورزش رو شروع می‌کنم.

از ماه بعد مطالعه رو جدی می‌گیرم.

از فردا کمتر وقت توی شبکه‌های اجتماعی می‌گذرونم.

این بار دیگه واقعاً می‌خوام تغییر کنم.

حالا سؤال مهم‌تر اینه:

چند بار به این قول ها که به خودت دادی عمل نکردی؟

منم مثه خیلی از آدما بارها این اتفاق رو تجربه کردم.

برنامه نوشتم.

هدف تعیین کردم.

حتی انگیزه هم داشتم.

اما خیلی وقتا اون برنامه‌ها به سرانجام نمی‌رسیدن.

سال‌ها فکر می‌کردم مشکل اصلی اینه که به هدفم نرسیدم.

اما بعدها فهمیدم اوضاع خرابتر از این حرفاس و آسیب جدی تره.

هر قولی که می‌شکنی، فقط یک کار رو از دست نمی‌دی

فرض کن به دوستت قول دادی که فردا ساعت هشت صبح با هم برید فلان جا.

اگه چند بار پشت سر هم دیر برسی یا اصلاً نری، چه اتفاقی می‌افته؟

کم‌کم اعتمادش به تو کمتر می‌شه دیگه درسته؟.

دفعه بعد که قول بدی، با شک وتردید نگاهت می‌کنه.

دفعه بعدیش شاید اصلاً روی حرفت حساب نکنه یا جدی نگیردت.

این موضوع برای رابطه ما با خودمون هم صدق میکنه.

هر بار که به خودمون قول می‌دیم و عمل نمی‌کنیم، مقدار کمی از اعتماد بین ما و خودمون از بین میره.

شاید دیده نشه.

شاید همون روز احساسش نکنیم.

اما اثرش جمع میشه و از یجا میزنه بیرون.

دقیقاً مثل یه ظرف خالی زیر بارون که قطره‌های بارون آروم‌آروم ظرف را پر می‌کنن و سر ریز میشه.

مشکل فقط ورزش نکردن نیست

خیلی از آدما فکر می‌کنن اگه ورزش نکنن، فقط تناسب اندام ندارن.

اگه کتاب نخونن، فقط دانششون کمتر می‌شه.

اگر زبان نخونن، فقط زبان یاد نمی‌گیرن.

اما به نظر من بزرگ‌ترین ضرر اینا نیستن.

بزرگ‌ترین ضرر این نیست که ورزش نکردیم.

بزرگ‌ترین ضرر اینه که کم‌کم ذهن ما یاد می‌گیره روی حرف خودمون حساب نکنه

و این اتفاق خطرناک‌تر از چیزیه که به نظر می‌رسه.

چون بعد از مدتی وقتی به خودمون می‌گیم:

این بار دیگه جدی هستم.

یک صدای کوچیک از درونمون جواب می‌ده که:

مطمئنی؟ دفعه قبلم همینو گفتیا.

 و اون زیرا هویت پنهانی ما در حال ساخته شدنه

همون طور که در قسمت دوم اشاره شد، عادت‌ها هویت  مارو می‌سازن.

اما فقط انجام دادن عادت‌ها نیستن که هویت می‌سازن.

انجام ندادنشون هم هویت می‌سازن.

هر بار که به قول خودت عمل می‌کنی، داری به مغزت یک پیغام می‌دی:

من آدم قابل اعتمادی هستم من آدمی هستم که اقدام میکنه.

و هر بار که بدون دلیل موجه، زیر قول خودت میزنی ، یک پیغام دیگه ارسال می‌کنی:

من آدمی هستم که حرف می‌زنه، اما عمل نمی‌کنه.

شاید این واقعیت خیلی تلخ باشه، اما هویت ما بیشتر از حرف‌هامون، از رفتارهای تکرارشوندمون ساخته می‌شن.

چرا بعضی آدما اعتماد به نفس بیشتری دارن؟

سؤال جالبیه.

خیلیا فکر می‌کنن اعتماد به نفس از موفقیت‌های بزرگ میاد.

از پول.

از مدرک.

از موقعیت اجتماعی.

البته خداییش اینا هم بی‌تأثیر نیستن.

اما به نظر من بخش مهمی از اعتماد به نفس از یک چیز ساده‌تر میاد:

اعتماد به خود.

و اعتماد به خود زمانی شکل می‌گیره که بارها و بارها به خودت ثابت کرده باشی روی حرفت وایسادی.

کسی که هر روز ده دقیقه ورزش می‌کنه، شاید هنوز قهرمان نشده باشه.

اما یه چیز ارزشمند به دست آورده.

اون یاد گرفته به خودش اعتماد کنه.

خطرناک‌ترین جمله دنیا

به نظر من یکی از خطرناک‌ترین جمله‌هایی که آدما به خودشون می‌گن اینه:

این یه بارو بیخیال حالا فردا.

مشکل این نیست که یه بار ورزش نکردی.

مشکل این نیست که یک روز مطالعه نکردی.

مشکل اینه که این جمله کم‌کم تبدیل به الگو میشه.

و  این الگوها هستن که  شخصیت ما رو شکل می‌دن.

هیچ‌کس یه‌شبه منظم یا بی‌نظم نمیشه.

هیچ‌کس یه‌شبه ورزشکار یا معتاد نمیشه.

این اتفا‌قا حاصل صدها انتخاب کوچیک هستن.

خبر خوب اینکه

اگر تکرار انتخابای کوچیک می‌تونه اعتماد ما رو از بین ببره، دقیقاً همون تکرار می‌تونه اعتماد رو دوباره بسازه.

لازم نیست از فردا زندگیمون رو متحول کنیم.

لازم نیست برنامه عجیب و غریب داشته باشیم.

لازم نیست یک نسخه ایده‌آل از خودمون خلق کنیم.

فقط کافیه یه قول کوچیک به خودمون بدیم و به اون عمل کنیم.

خیلی  احمقانه کوچیک.

اونقدر کوچیک که احتمال انجام دادنش زیاد باشه.

مثلاً:

امروز فقط پنج دقیقه پیاده‌روی می‌کنم.

امروز فقط یک صفحه کتاب می‌خونم.

امروز فقط دو دقیقه حرکات کششی انجام می‌دم.

شاید نتیجه این کارها ناچیز به نظر برسه.

اما چیزی که ساخته می‌شه ناچیز نیست.

ما داریم رابطه خودمون با خودمون رو بازسازی می‌کنیم

من از پشت‌بوم محل کار چه چیزی یاد گرفتم؟

وقتی به اون روزا فکر می‌کنم، متوجه می‌شم ارزش واقعی اون چند حرکت کششی فقط در ورزش کردن نبود.

ارزش واقعیش این بود که کم‌کم به خودم ثابت کردم می‌تونم به یه تصمیم پایبند بمونم.

اون چند دقیقه کشش به باشگاه کراسفیت ختم شد.

اما مهم‌تر از کراسفیت، چیزی بود که در ذهنم شکل گرفت:

این باور که می‌تونم روی خودم حساب کنم.

و به نظر من این یکی از ارزشمندترین دارایی های هر انسان میتونه باشه.

شاید مشکل فقط اراده نباشه

یه نکته مهم کمتر در موردش حرف میزنیم اینکه  سال‌ها به ما گفتن که:

اراده‌ات را قوی کن.

بیشتر تلاش کن.

تنبل نباش.

اما کسی به ما یاد نداده که محیط زندگی ما چقدر روی رفتارمون تاثیر میزاره.

وقتی در خونه ای زندگی می‌کنی که کتابی دم دستت نیست، مطالعه انجام نمیشه.

وقتی تلفن همراه و شبکه‌های اجتماعی ۲۴ ساعته در دسترس هستن، تمرکز کردن سخت‌تر می‌شه.

خیلی از ماها  سال‌ها خودمون رو سرزنش کردیم، در حالی که بخشی از مشکل اصلاً ضعف شخصیت یا کمبود اراده نبوده.

مشکل این بوده که هیچ‌وقت یاد نگرفتیم محیط اطرافمون رو به نفع خودمون طراحی کنیم

در فرهنگ ما معمولاً موفقیت رو به اراده نسبت می‌دن و شکست رو به تنبلی.

اما واقعیت پیچیده‌تر از این حرفاس.

انسان‌ها فقط با انگیزه و اراده زندگی نمی‌کنن.

ما تحت تأثیر محیط، عادت‌ها، آدم‌های اطراف و سیستم‌هایی هستیم که برای زندگی خودمون می‌سازیم.

شاید به جای اینکه مدام از خودمون بپرسیم:

چرا اراده ندارم؟

بهتر باشه بپرسیم:

چطور می‌تونم محیطی بسازم که رفتار درست در اون آسونتر بشه؟

اگر بخوام تموم این مقاله رو در یه جمله خلاصه کنم، می‌گم:

هر بار که به قول خودت عمل می‌کنی، فقط یه عادت نمی‌سازی، داری اعتماد به خودت رو می‌سازی.

و هر بار که بدون دلیل از کنار قولی که به خودت دادی رد می‌شی، فقط یه عادت رو از دست نمی‌دی، بخشی از اعتمادت به خودت رو هم از دست می‌دی.

شاید به همین دلیل باشه که تغییرهای بزرگ زندگی، از تصمیم‌های بزرگ شروع نمی‌شن.

از عمل کردن به قول‌های کوچیک شروع می‌شن.

قول‌هایی که هر روز به خودمون می‌دیم و هر روز فرصتی داریم که به اون‌ها عمل کنیم.

خیلی وقتا ما بیشتر از اینکه قربانی کمبود اراده باشیم، قربانی سیستم‌هایی هستیم که برای زندگی خودمون طراحی نکردیم

و حالا قبل از اینکه این مجموعه مقاله تموم بشه، فقط یک سؤال ازت دارم:

اگر قرار باشه از امروز فقط یه قول کوچیک به خودت بدی، قولی که واقعاً بهش عمل کنی، اون قول چیه؟

شاید همون یک قول کوچیک، شروع یکی از بزرگ‌ترین تغییرهای زندگی تو باشه.