چرا نباید منتظر انگیزه بمانیم؟ راز ادامه دادن وقتی حوصله نداریم
یکی از دوستانم سالها آرزو داشت زبان انگلیسی را یاد بگیرد.
تقریباً هر روشی را امتحان کرده بود.
دورههای آنلاین خریده بود.
در کلاسهای حضوری شرکت کرده بود.
چند اپلیکیشن مختلف نصب کرده بود.
حتی چند بار با انگیزه زیاد، برنامههای سنگین برای خودش نوشته بود؛ روزی دو ساعت مطالعه، حفظ لغت، تماشای فیلم و تمرین مکالمه.
اما نتیجه تقریباً همیشه یکسان بود.
چند هفته اول با انرژی فوقالعاده پیش میرفت.
بعد کمکم جلسات عقب میافتاد.
یک روز مطالعه نمیکرد.
بعد دو روز.
بعد یک هفته.
و در نهایت همه چیز نیمهکاره رها میشد.
هر بار هم یک جمله تکرار میکرد:
انگیزهام از بین رفت.
شاید اگر از بیرون به ماجرا نگاه میکردید، فکر میکردید او آدم کمارادهای است.
اما حقیقت چیز دیگری بود.
او فقط بیش از حد روی انگیزه حساب باز کرده بود.
تصمیمی که همه چیز را تغییر داد
بعد از چندین بار شکست، این بار تصمیم گرفت هیچ برنامه عجیب و بزرگی نداشته باشد.
فقط یک قانون برای خودش گذاشت:
هر روز، تحت هر شرایطی، فقط پنج دقیقه.
نه بیشتر.
نه کمتر.
او شروع کرد به ساختن فلشکارت برای لغات جدید.
اگر وقت داشت، بیشتر ادامه میداد.
اگر نداشت، همان پنج دقیقه کافی بود.
روز اول پنج دقیقه.
روز دوم هم پنج دقیقه.
بعضی روزها ده دقیقه.
بعضی روزها نیم ساعت.
اما هیچ روزی صفر دقیقه نبود.
چند ماه بعد اتفاق جالبی افتاد.
دایره لغاتش به شکل محسوسی بزرگتر شده بود.
خواندن متنهای انگلیسی برایش آسانتر شده بود.
اعتمادبهنفس بیشتری پیدا کرده بود.
و امروز، بعد از گذشت مدتی، زبان او به سطحی رسیده که میتواند بدون نگرانی کتاب بخواند، ویدئو تماشا کند و بسیاری از منابع تخصصی را به زبان انگلیسی دنبال کند.
نه به خاطر اینکه ناگهان انگیزه بیشتری پیدا کرده بود.
بلکه چون دیگر منتظر انگیزه نمیماند.
انگیزه مهمان است، نه همخانه
یکی از بزرگترین اشتباهاتی که در مسیر تغییر انجام میدهیم این است که فکر میکنیم ابتدا باید انگیزه داشته باشیم تا بتوانیم کاری را انجام دهیم.
اما اگر کمی به زندگی خود نگاه کنیم، متوجه میشویم که انگیزه اصلاً پایدار نیست.
بعضی روزها احساس میکنیم میتوانیم دنیا را تغییر دهیم.
بعضی روزها حتی حوصله بلند شدن از روی مبل را هم نداریم.
اگر موفقیت ما به این احساس وابسته باشد، طبیعی است که مسیرمان پر از توقف و شروع دوباره شود.
انگیزه شبیه آبوهواست.
گاهی آفتابی است.
گاهی ابری.
و گاهی طوفانی.
اما هیچکس زندگی خود را بر اساس وضعیت لحظهای آبوهوا برنامهریزی نمیکند.
سیستمها از انگیزه قابل اعتمادترند
افرادی که سالها ورزش میکنند، هر روز با انگیزه از خواب بیدار نمیشوند.
نویسندگانی که هر روز مینویسند، همیشه الهام ندارند.
افرادی که کتابخوان هستند، هر شب اشتیاق فوقالعادهای برای مطالعه ندارند.
آنها یک تفاوت مهم با دیگران دارند.
به جای تکیه بر احساسات، روی سیستم تکیه میکنند.
سیستم یعنی رفتاری که از قبل برای آن تصمیم گرفتهاید.
مثلاً:
بعد از صبحانه، پنج دقیقه مطالعه.
بعد از رسیدن به محل کار، مهمترین کار روز.
قبل از خواب، ده دقیقه کتاب.
وقتی سیستم وجود داشته باشد، دیگر هر روز لازم نیست تصمیم جدیدی بگیرید.
اقدام کوچک، انگیزه تولید میکند
بیشتر ما تصور میکنیم مسیر موفقیت اینگونه است:
اول باید احساس انگیزه داشته باشم، بعد کاری انجام بدهم و در نهایت نتیجه بگیرم.
اما در عمل، اغلب مسیر واقعی برعکس است.
وقتی یک قدم کوچک برمیدارید، حتی اگر فقط پنج دقیقه مطالعه کنید یا چند لغت جدید یاد بگیرید، یک موفقیت کوچک را تجربه میکنید. همین موفقیتهای کوچک به مغز شما پیام میدهند که من میتوانم. این احساس، اعتمادبهنفس شما را افزایش میدهد. هرچه اعتمادبهنفس بیشتری پیدا کنید، انگیزه بیشتری برای ادامه مسیر خواهید داشت و همین انگیزه باعث میشود قدمهای بعدی را با اشتیاق بیشتری بردارید
وقتی فقط پنج دقیقه مطالعه میکنید، احساس رضایت ایجاد میشود.
وقتی یک روز ورزش را از دست نمیدهید، احساس پیشرفت میکنید.
وقتی یک تیک دیگر در جدول عادتها میزنید، مغز شما پاداش دریافت میکند.
همین احساس کوچک، انگیزه روز بعد را میسازد.
به همین دلیل است که شروع کردن، از منتظر ماندن مهمتر است.
موفقیتهای کوچک اعتمادبهنفس میسازند
اعتمادبهنفس معمولاً قبل از اقدام به وجود نمیآید.
بعد از اقدام ساخته میشود.
وقتی هر روز به قول کوچکی که به خودتان دادهاید عمل میکنید، ذهن شما یک پیام مهم دریافت میکند:
من روی حرف خودم میایستم.
این پیام، آرامآرام تصویر ذهنی شما را تغییر میدهد.
دیگر خودتان را کسی نمیبینید که همیشه برنامههایش را نیمهکاره رها میکند.
بلکه خودتان را فردی میبینید که هر روز، حتی با قدمهای کوچک، ادامه میدهد.
و این تغییر هویت، از هر دوره آموزشی ارزشمندتر است.
اگر امروز انگیزه ندارید، چه کار کنید؟
اگر امروز حوصله ورزش ندارید، فقط کفش ورزشیتان را بپوشید.
اگر حوصله مطالعه ندارید، فقط دو صفحه کتاب بخوانید.
اگر حوصله نوشتن ندارید، فقط یک پاراگراف بنویسید.
اگر حوصله یادگیری زبان ندارید، فقط پنج دقیقه فلشکارت مرور کنید.
اجازه ندهید «صفر» وارد برنامه شما شود.
چون بزرگترین دشمن عادت، کم بودن تلاش نیست؛ متوقف شدن کامل است.
منتظر روزی نباشید که انگیزه کامل داشته باشید
اگر از تمام سالهایی که درباره عادتسازی مطالعه کردهام فقط یک درس را بخواهم انتخاب کنم، آن درس این است:
انگیزه برای شروع خوب است، اما برای ادامه کافی نیست.
چیزی که شما را به مقصد میرساند، سیستمهایی هستند که حتی در روزهای بیحوصلگی هم شما را به حرکت وا میدارند.
قدمهای کوچک شاید در یک روز معجزه نکنند، اما اگر هر روز تکرار شوند، بعد از چند ماه نتیجهای میسازند که روز اول حتی تصورش را هم نمیکردید.
پس اگر امروز منتظر انگیزه هستید، فقط یک سؤال از خودتان بپرسید:
کوچکترین کاری که همین حالا میتوانم انجام دهم چیست؟
همان یک قدم کوچک، میتواند شروع تغییری باشد که سالها دنبالش بودهاید.