شروع مهمتره یا استمرار قسمت اول؟ چرا گاهی شروع کردن از ادامه دادن سختتر است؟
چند بار برای انجام کاری تصمیم گرفتهاید، با انگیزه شروع کردهاید و حتی چند روز هم خیلی خوب پیش رفتهاید؛ اما بعد از مدتی همهچیز متوقف شده است؟
ورزش، مطالعه، یادگیری زبان، رژیم غذایی، کتاب خواندن یا حتی یک عادت ساده مثل زودتر خوابیدن.
احتمالاً بعد از مدتی با خودتان گفتهاید:
من پشتکار ندارم.
اما اگر مشکل از نداشتن استمرار نباشد چی؟
مشکل از جایی شروع می شود که ما اصلاً نمیدانیم استمرار چگونه ساخته میشود.
یک شروع پرانرژی
چند سال پیش تصمیم گرفتم مطالعه کردن را جدیتر کنم.
تصمیم خوبی بود.
فهرستی از کتابهایی که باید میخواندم تهیه کردم و با خودم گفتم:
از فردا هر روز حداقل یک ساعت مطالعه میکنم.
روز اول عالی بود.
یک ساعت مطالعه کردم.
روز دوم هم همینطور.
روز سوم حتی بیشتر از یک ساعت خواندم.
احساس میکردم بالاخره قرار است تبدیل به آدمی شوم که همیشه کتاب میخواند.
اما چند روز بعد، یک روز کاری شلوغ پیش آمد.
آن روز نتوانستم یک ساعت مطالعه کنم.
روز بعد هم خسته بودم.
و چند روز بعد، کتابی که با هیجان شروع کرده بودم، روی میز ماند.
مشکل چه بود؟
من فکر میکردم برای ساختن یک عادت باید زیاد انجامش بدهم.
در حالی که مسئله اصلی این بود که باید یاد میگرفتم چطور انجام دادن آن را تکرارپذیر کنم.
ما استمرار را اشتباه تعریف کردهایم
وقتی میگوییم استمرار داشته باش، معمولاً یک تصویر ذهنی در ذهنمان شکل میگیرد:
هر روز انجام بده.
هیچوقت جا نزن.
حتی وقتی حوصله نداری ادامه بده.
قوی باش.
تسلیم نشو.
این جملات بد نیستند، اما یک مشکل دارند.
آنها بیشتر درباره اراده صحبت میکنند تا طراحی رفتار.
استمرار فقط این نیست که هر روز عملکرد فوقالعادهای داشته باشیم.
استمرار یعنی بتوانیم یک رفتار را آنقدر ساده و قابل تکرار طراحی کنیم که در روزهای معمولی زندگی هم بتوانیم انجامش دهیم.
به همین دلیل ممکن است کسی یک روز دو ساعت ورزش کند، اما نتواند این رفتار را برای ماهها ادامه دهد.
در مقابل، فرد دیگری ممکن است هر روز فقط ده دقیقه ورزش کند، اما بعد از چند ماه به نقطهای برسد که ورزش بخشی طبیعی از زندگی او شده است.
شروع کوچک، اتفاق کوچکی نیست
یکی از تغییرات مهمی که در مسیر عادتسازی تجربه کردم، این بود که متوجه شدم شروع کوچک به معنی هدف کوچک نیست.
این دو با هم فرق دارند.
ممکن است هدف من این باشد که هر روز مطالعه کنم.
اما نسخه شروع آن میتواند فقط پنج دقیقه باشد.
ممکن است هدفم دویدن باشد.
اما نسخه شروع میتواند پوشیدن کفش و ده دقیقه پیادهروی باشد.
ممکن است بخواهم زبان انگلیسی یاد بگیرم.
اما شروع میتواند یادگیری فقط پنج کلمه باشد.
چرا؟
چون در ابتدای ساختن عادت، ما بیشتر از اینکه به نتیجه بزرگ نیاز داشته باشیم، به شواهد تکرار رفتار نیاز داریم.
هر بار که رفتار را انجام میدهیم، یک پیام کوچک به خودمان میفرستیم:
من کسی هستم که این کار را انجام میدهد.
این پیام اگر بارها تکرار شود، کمکم تبدیل به بخشی از هویت ما میشود.
استمرار از کجا میآید؟
استمرار معمولاً نتیجه یک تصمیم بزرگ نیست.
نتیجه مجموعهای از موفقیتهای کوچک است.
یک بار انجام میدهید.
بار دوم انجام میدهید.
بار سوم.
بعد یک روز سخت میرسد و مقدار کمتری انجام میدهید، اما کاملاً رها نمیکنید.
دوباره ادامه میدهید.
بعد از مدتی متوجه میشوید که دیگر لازم نیست هر بار با خودتان کلنجار بروید.
رفتار کمکم طبیعیتر شده است.
در واقع میتوان این مسیر را اینطور دید:
استمرار
هویت جدید
اعتمادبهنفس
شواهد جدید
تکرار
اقدام کوچک
پس استمرار چیزی نیست که یک روز تصمیم بگیریم داشته باشیم.
استمرار چیزی است که با تکرار ساخته میشود.
پس شروع مهمتر است یا استمرار؟
شاید پاسخ این سؤال یکی از این دو نباشد.
شروع و استمرار به هم وابستهاند.
اما اگر بخواهم یک نکته را پررنگ کنم، میگویم:
شروع درست، استمرار را آسانتر میکند.
اگر شروع شما بیش از حد بزرگ باشد، احتمال شکست بیشتر میشود.
اگر شروع شما آنقدر ساده باشد که حتی در یک روز شلوغ هم بتوانید انجامش دهید، احتمال تکرار بیشتر میشود.
بنابراین قبل از اینکه از خودتان بپرسید:
چطور استمرار داشته باشم؟
یک سؤال بهتر بپرسید:
چطور این رفتار را آنقدر ساده کنم که بتوانم دوباره انجامش بدهم؟
این سؤال، نگاه ما را از اراده به طراحی رفتار منتقل میکند.
یک تمرین ساده
امروز یک عادتی را که مدتهاست میخواهید شروع کنید انتخاب کنید.
بعد نسخه دو دقیقهای یا پنج دقیقهای آن را بنویسید.
مثلاً:
مطالعه دو صفحه
ورزش پنج دقیقه حرکت
زبان پنج کلمه
نوشتن سه جمله
مدیتیشن دو دقیقه
حالا فقط یک هفته این نسخه کوچک را انجام دهید.
نه برای اینکه در یک هفته زندگیتان را تغییر دهید.
برای اینکه به مغزتان نشان دهید:
من میتوانم این رفتار را تکرار کنم.
چون در مسیر عادتسازی، گاهی مهمترین موفقیت این نیست که امروز خیلی زیاد انجام دادهاید.
مهمتر این است که کاری کنید فردا هم بتوانید دوباره شروع کنید.
و شاید پاسخ سؤال ابتدای مقاله همین باشد:
شروع مهم است؛ اما شروعی که امکان استمرار داشته باشد، مهمتر است.