شروع مهمتره یا استمرار قسمت دوم؟ شاید مشکل شما اراده نیست، محیط شماست
یک بار تصمیم گرفتم ورزش را جدیتر دنبال کنم.
تصمیم کاملاً جدی بود.
برنامهریزی کردم، لباس ورزشی آماده کردم و حتی برای خودم هدف مشخص گذاشتم.
چند روز اول همهچیز خوب بود.
اما بعد شرایط روزمره شروع شد.
یک روز جلسه طولانی داشتم.
یک روز دیرتر به خانه رسیدم.
یک روز خسته بودم.
یک روز لباس ورزشی دم دستم نبود.
و یک روز دیگر آنقدر درگیر کارهای مختلف شدم که اصلاً یادم رفت قرار بود ورزش کنم.
در نهایت، اگر کسی از من میپرسید چرا ورزش را ادامه ندادی، احتمالاً سادهترین جواب این بود:
انگیزه نداشتم.
اما امروز فکر میکنم پاسخ دقیقتری وجود دارد.
محیط من برای ورزش کردن طراحی نشده بود.
ما بیش از حد خودمان را مقصر میکنیم
وقتی عادتی را شروع میکنیم و ادامه نمیدهیم، معمولاً اولین چیزی که زیر سؤال میبریم خودمان هستیم.
میگوییم:
من تنبلم.
اراده ندارم.
آدم منظمی نیستم.
زود خسته میشوم.
انگیزهام کم است.
اما رفتار انسان فقط به تصمیمهای ذهنی او وابسته نیست.
محیط اطراف ما دائماً در حال ارسال پیام است.
میز شلوغ، گوشی روی میز، خوراکی جلوی چشم، تلویزیون روشن، کفش ورزشی داخل کمد، کتابی که در کشو قرار دارد…
همه اینها میتوانند روی رفتار ما اثر بگذارند.
گاهی حتی بدون اینکه متوجه شویم.
یک آزمایش ساده
فرض کنید میخواهید هر روز صبح ورزش کنید.
دو حالت را تصور کنید.
در حالت اول، شب قبل لباس ورزشی را داخل کمد گذاشتهاید، کفشها داخل جاکفشی هستند و صبح باید دنبال وسایل بگردید.
در حالت دوم، لباس ورزشی را کنار تخت گذاشتهاید، کفشها آمادهاند و دقیقاً میدانید بعد از بیدار شدن چه کاری باید انجام دهید.
در هر دو حالت، شما همان آدم هستید.
انگیزهتان هم احتمالاً تفاوت زیادی ندارد.
اما در حالت دوم، اصطکاک کمتری وجود دارد.
و همین تفاوت کوچک میتواند احتمال انجام رفتار را بیشتر کند.
محیط خوب، به جای شما تصمیم نمیگیرد؛ تصمیم را آسانتر میکند
یکی از اشتباهات رایج این است که فکر کنیم برای ساختن عادت فقط باید قویتر شویم.
اما گاهی لازم نیست اراده بیشتری داشته باشیم.
لازم است موانع کمتری جلوی رفتار قرار دهیم.
اگر میخواهید کتاب بخوانید، کتاب را روی میز بگذارید.
اگر میخواهید آب بیشتری بنوشید، بطری آب را کنار دستتان قرار دهید.
اگر میخواهید صبح ورزش کنید، لباس ورزشی را از شب قبل آماده کنید.
اگر میخواهید کمتر با گوشی کار کنید، آن را هنگام کار از جلوی چشم خود خارج کنید.
اگر میخواهید یک رفتار را کمتر انجام دهید، دسترسی به آن را کمی سختتر کنید.
این کارها سادهاند، اما دقیقاً به همین دلیل ارزشمندند.
داستان فقط درباره خودمان نیست
یک بار در محیط کار متوجه شدم چند نفر از همکاران یک رفتار خاص را به شکل روزمره انجام میدهند.
در ابتدا شاید آن رفتار برای من جذابیت خاصی نداشت.
اما وقتی بارها و بارها آن را دیدم، ذهنم بیشتر با آن آشنا شد.
دیدن رفتار دیگران، شنیدن صحبت درباره آن و قرار گرفتن در محیطی که آن رفتار در آن عادی شده بود، باعث میشد انجام آن دیگر عجیب به نظر نرسد.
اینجا بود که یک نکته برایم روشنتر شد:
محیط فقط اشیای اطراف ما نیست. آدمهای اطراف ما هم بخشی از محیط هستند.
دوستان، همکاران، خانواده و حتی محتوایی که هر روز در شبکههای اجتماعی میبینیم، میتوانند رفتارهای خاصی را برای ما طبیعیتر کنند.
اگر میخواهید عادتی بسازید، محیط را هم تغییر دهید
فرض کنید تصمیم گرفتهاید مطالعه کنید.
به جای اینکه فقط بگویید:
باید بیشتر کتاب بخوانم.
این سؤالها را بپرسید:
کتاب کجاست؟
چه زمانی قرار است آن را ببینم؟
چه چیزی باعث میشود یادم بیفتد؟
چه چیزی ممکن است جلوی مطالعه را بگیرد؟
چه کسی در اطراف من این رفتار را انجام میدهد؟
چطور میتوانم شروع کردن را آسانتر کنم؟
همین سؤالها ما را از امیدوارم بتوانم به طراحی میکنم که بتوانم منتقل میکند.
یک تغییر کوچک در محیط
لازم نیست برای ساختن یک عادت، زندگی خود را زیر و رو کنید.
گاهی یک تغییر کوچک کافی است.
اگر میخواهید صبح بدوید، کفش را جلوی در بگذارید.
اگر میخواهید مطالعه کنید، کتاب را روی میز کار قرار دهید.
اگر میخواهید کمتر شیرینی بخورید، آن را از جلوی چشم بردارید.
اگر میخواهید بیشتر آب بنوشید، یک بطری همیشه کنار خود داشته باشید.
اگر میخواهید مدیتیشن کنید، جای مشخصی برای آن در نظر بگیرید.
هدف این نیست که محیط شما کاملاً کنترلشده باشد.
هدف این است که محیط را کمی به نفع رفتار موردنظر خودتان تغییر دهید.
حالا برگردیم به سؤال اصلی
شروع مهمتر است یا استمرار؟
اگر فقط روی شروع تمرکز کنیم، ممکن است هر هفته یک عادت جدید شروع کنیم.
اگر فقط روی استمرار تمرکز کنیم، ممکن است دائماً خودمان را به خاطر نداشتن اراده سرزنش کنیم.
اما شاید سؤال بهتر این باشد:
چطور شرایطی بسازم که ادامه دادن برایم آسانتر شود؟
این سؤال ما را به سمت محیط میبرد.
عادتهای پایدار فقط در ذهن ما ساخته نمیشوند.
بخشی از آنها در خانه، محل کار، گوشی، میز، دوستان، زمانبندی و محیط اطراف ما ساخته میشوند.
پس اگر عادتی را بارها شروع کردهاید و بارها رها کردهاید، قبل از اینکه خودتان را قضاوت کنید، یک بار اطرافتان را بررسی کنید.
شاید مشکل این نباشد که شما نمیتوانید ادامه دهید.
شاید محیط شما هر روز دارد ادامه دادن را سختتر میکند.
قبل از اینکه اراده بیشتری بخواهید، یک تغییر کوچک در محیط ایجاد کنید.
گاهی استمرار از جایی شروع میشود که حتی انتظارش را نداریم:
نه از ذهن،
نه از انگیزه،
بلکه از چیزی که هر روز دوروبرمان قرار دارد.